🖊️🖊️🖊️🖊️🖊️📗
مقصر کیست؟!
حق با کیست؟!
چرا چنین اتفاقاتی هرزگاهی در جامعه ای که دم از عطوفت و رحمت و مهربانی می زند می افتد؟
آیا کسی می تواند قضاوت کند که غزل مقصر بوده یا سجاد؟
اصلا چرا باید مسائل زندگی به اینجا بکشد؟
آیا نباید چنین بحران ها ریشه یابی شود؟
ریشه این مشکلات کجاست؟
خانواده؟
جامعه؟
فرهنگ؟
قانون؟
یا......
ضمن طلب بخشش از خداوند مهربان در حق خودمان.
بنده به عنوان کارشناس ارشد مطالعات خانواده عقیده دارم هیچ کس نباید بدون تحقیق و تفحص دقیق درباره غزل و سجاد قضاوت کند.
چرا که بحران و مشکلات خانوادگی به خصوص در ایران هرگز به یکباره اتفاق نمی افتد.
با توجه به فرهنگ اقوام مختلف ایرانی و قوانین مبهم در این باره مشکلات خانواده چنان پیچیده است که کسی نمی تواند بگوید چه کسی مقصر این حادثه است.
ما نمی دانیم که این خانواده از چه زمانی مشکلات و اختلافاتی داشتند.
ما نمی دانیم که دختر ١٧ ساله که بچه دومش را هم باردار بود، دوران کودکی اش را چگونه گذرانده است!؟ آیا اصلا کودکی کرده است!؟
آیا از نوازش و محبت های پدر بهره مند بوده؟ آیا همسر غزل می توانسته او را چنان با محبت سیر کند که غزل دنبال محبت خارج از حریم خانواده نگردد؟!
آیا قلب کوچک یک دختر ١٧ ساله با خانه و ماشین اقناع می شود؟!
آیا همسر غزل آنقدر تربیت شده بود که بتواند قلب پرحرارت یک دختر ١٧ ساله در اوج جنب و جوش نوجوانی چنان پُر کند که غزل گول گرگان بی رحم فضای مجازی را نخورد؟!
کسی که دم از غیرت می زند باید خانواده اش غرق در عشق و محبت باشند نه این که در دهکده شیشه ای جهانی بگوید مرد برتر از زن هست!
متأسفانه هنوز در جامعه ما برخی از افراد با وجود توانمندی های زنان، زنان را جنس دوم تصور می کنند.
گذشت آن زمان که
از قدیم الایام برخی از خانواده های ایرانی سال های سال با اختلافات و مشکلات فراوان، زندگی می کردند ، چرا که عقیده داشتند به خاطر آبرو باید بسوزند و بسازند.
اما!
این روزها فضای مجازی وارد حریم خانواده ها شده، باقضاوت های درست یا نادرست، مشکلات را دامن می زنند. آیا به این فکر کرده ایم که گوشی مبایل مجهز به انستاگرام، واتساپ و......
با وجود اینکه مرزها را دریده است، وارد حریم خانواده شده است ، فرهنگ صبر، اخلاق و انسانیت و مدیریت بحران اختلاف نظر ها را ربوده، و به جای آنها؛
فرار از مشکلات و راحت طلبی، پشت پا زدن به هویت خانوادگی، عدم استفاده از مشورت با بزرگترها، سَبُک شمردن حیثیت و آبرو و عدم اتکاء به دین و عدم ترس از خدا را، آورده است.
اینجاست که؛
باید چشم ها را شست، جوری دیگر دید.
در خانواده امروزی، جای مهارت های زندگی خالی است.
مهارت های زندگی از دبستان باید شروع شود که متأسفانه نظام آموزشی ما هنوز در نفر اول بودن در حل ریاضیات است.
ای کاش به جای این همه برگزاری مسابقات ریاضی و فیزیک، فلان و بسار،
مسابقات، قوی ترین مردان را با محبت ترین و وفادارترین مرد نسبت به همسرش معرفی می کردند.
ای کاش زیباترین زن را با وقارترین و صبورترین زن نسبت به همسرش معرفی می کردند.
همه خوبان را در ریاضیات خیلی با هوش و در زبان انگلیسی خیلی باسواد معرفی کردند. اما نگفتند که جای انسانیت خالی است.
وقتی چهره های کشورمون با چندین بار طلاق و خلاف آشکار، سرشون را بالا می گیرند در صدا و سیما قد علم می کنند.
دیگر غزل چرا باید از آبرویش بترسد!؟
وقتی قانون محکمی برای حمایت از خانواده نباشد سجاد چرا باید در خیابانها با سربریده غزل قدم نزند!؟
آری ما در فناوری های مختلف پیشرفت کردیم ولی انسانیت را قربانی این پیشرفت ها کردیم.
به امید روزی که درس انسانیت برای انسان امروز، واحد درسی در آموزش باشد.
گل آفرین باقری
کارشناس ارشد مطالعات خانواده
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 23:14  توسط Bagheri
|